| |
| یکشنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1387 |
| the lake house |
دوباره به خوابم آمدی بنفش پوشیدی و رقصیدی روی شعرهایم سایه ات افتاد توی حوض و آبی شد! پنجره را باز کردی نفس هایت دمای شهر را کاهش می داد آن سوی شهر اما لاشه رودخانه افتاده بود زیر پل! |
|
| |
| چهارشنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1387 |
| سرد می شوم / می میرم |
می دانم محبوب من تابستان جهنمی است: تهران! با تو به برودت خواب های قطبی فکر می کنم و چیزی که در من سیراب می شود؛ عطشی که فرو می شیند!
محبوب من کارون در رگ هایت جاری است [شلو و شلوو] و در این خشک سال بهار دست هایت در من جوانه می کارد سرد می شوم/ سبز می شوم می میرم/ زنده می شوم!
|
|
| |
| یکشنبه 15 اردیبهشت ماه سال 1387 |
| تمنا |
بی زحمت، دوستت دارم!
|
|
| |
| دوشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1387 |
| برای تولدت |
رودخانه اخم کرده است اوو شلو* می شود پل ها سرشان گیج رفته و معلق اند شرجی، تن شکوفه ها را خیس می کند کارون نغمه های شادی را خشمگین می خواند باد هم سایه ها را ورق می زند آفتاب بی رحمی می کند تن شهر تاول می زند و تو ... متولد می شوی!
* اوو شلو= آب گل آلود |
|