برای اینکه معنای لغوی و عرفی" کلو" را پیدا کنم کلی راجع به این عبارت search کردم. چیزهای خوبی دستگیرم شد. این واژه در ادبیات بومی برخی گویش های لری (کهگیلویه و بویراحمد) معنای دیوانه و مجنون می دهد. این واژه تلقی حالت روانگرد و شیزوفرنیک جذابی است که به آزمودنی اطلاق می شود. کلو(kalo) واژه پر معنایی است و در حین search این واژه که البته امیدی به پربار بودنش نداشتم به نقد زیبایی برخوردم بر کتاب" کلوگری" نوشته زری پور حسینی و رمانی با نام "شاهزاده کلو" اثر مادام دو لفایت فرانسوی! مجموعه شعر«کلوگری» اسفند ماه 1383 توسط انتشارات آیینه جنوب به بازار«آنتی پخش» کتاب شعر آمد. این مجموعه شامل 31 شعر از شاعرهای25 است که البته به قول نویسنده نقد این کتاب سعی شده حال دیوانگی در تمامی مجموعه شعر پدیدار باشد.
در عمده ترین بخش نقادی این مجمعه شعر این چنین آمده است: اساسیترین نقدی که میتوان بر مجموعه کلو گری کرد، نقدیست بر روانواره مردانه در هنر یا شعر. زبان با رعایت و باور به این مفهوم برای خود ماوا و خانهای امن وآرام میسازد که بر خلاف یک روح دیوانه یا «کلوگر» است، روح دیونیزوس شیزوفرن یا همان به زبان بومی کلوگری.
کلوگری به نظر من یک روح مذکر نیست وتفکر اخیر و دلیل باور به آن ارجاع پیدا میکند به تاریخ فرهنگی یک زیست محیط در معنای عام آن. فرهنگ عمومیای که هنر و فرهنگ را با اقتدار مردانه مساوی میداند و هنوز هم بر آن تاکید میکند، این جا گرایش و ارجاعات تاریخی - زبانی نویسنده توجیه میشود، حتی در وضعیت پیرامتنی او، مثلا صفحه آخر کتاب به عنوان پاورقی و ارجاعی برای متن آورده میشود امری که تاکید بر روحیهای عاقل ودانا بالای سر شعر میکند نه روحیهای کلوگر ودیوانه. این تناقضات در کنه اثر خانم شاه حسینی وارد شده و شعر او را آسیب پذیر میسازد شعری که لات ، زرنگ و پسری قویست.
این بحث را جدا می کنم به ادامه جستجویم از واژه کلو ادامه می دهم: کلو نام روستای در جنوب شهر دامغان در استان سمنان است که به شدت فقیر و کم امکانات است.
در قسمت بعد به کانون هواداران تیم فوتبال اینتر میلان ایتالیا برخوردم که نام "کلو" بر خود داشت اما چندان در متن های دیگر تکرار نشده بود.
اما رمان فرانسوی " شاهزاده کلو" حس جدیدی را در این جستجو برایم تداعی کرد. رمانی تاریخی از مادام دو لفایت. این بانوی فرانسوی نویسنده در قرن 17میلادی در فرانسه می زیسته است و این رمان شاهکار وی بحساب می آید. در واقع مادام ازبافت تاریخی –دوران حکومت هنری ـ استفاده کرده برای بیان حوادث و وقایع دوران معاصرش. رمان سه پرسوناژ اصلی دارد: مادام دو کلو- موسیو دو کلو – آقای دو نومور.
موضوع رمان داستان عشقی است که بین موسیو دو نومور و مادام دو کلو بوجود می آیدو مادام دو کلو در دوراهی وفاداری به همسر ویا انتخاب تمایلات دلش واقع می شود.اگر به همسرش وفادار بماند به ندای عقلش پاسخ داده و اگر آقای دو نومور را برگزیند به ندای دلش.
نویسنده این متن می گوید: این رمان داستان جالبی دارد و بر محور کشمکش میان عقل و دل می چرخد، و البته دچار نوعی پریشانی ذهنی می شود ولی به عقدیده خودم انتخاب دل و عقل برای نشان دادن حالات روانگرد و سرگردان و پریشان احوال و بی تدبیر یک دیوانه است، در برابر عقل تدبیر گر و مصلحت جو و پرخاشگر! |